اتصال مجردها در کوچانایران

برای برخی از افراد در تمامی مراحل، اغلب موقعیتهای خوب و مناسب فراهم است و هر آنچه به آن نیاز داشته باشند برایشان فراهم می شود. اما برای عده دیگر، اوضاع به گونه ای دیگر است. یعنی ممکن است در تمام مراحل زندگی، مجبور به حل و فصل انواع و اقسام مشکلات باشند. به هر حال آنچه مهم است اینکه هر فردی بتواند به گونه ای زندگی کند که با وجود تمامی مشکلات و کاستی ها، در مسیر شایسته ای قدم بردارد و رو به جلو حرکت کند. آنچه مسلم است اینکه هر کس فقط یک بار فرصت زندگی دارد و باید از این فرصت بهره برد.

فرصتی که شامل دوران مختلف زندگی از قبیل، کودکی، نوجوانی، جوانی، میانسالی و کهنسالی است. هر یک از این دوران مقتضیات خاص خود را طلب میکند و چینش زندگی بهتر است بر مبنای همین مقتضیات باشد.

مثلا اقتضای دوران کودکی، تمایل شدید به بازی و تفریح است و تمایل مهم در دوران جوانی، ازدواج است. اما در جوامع امروزی شرایط تازه ای به وجود آمده که موجب شده تا سن ازدواج از سن بلوغ جسمی فاصله بگیرد و این شروع بسیاری از مشکلات است. در عمل هم نزدیک شدن سن ازدواج به مرز دهه سوم زندگی، پیامدهای رفتاری و روانی تلخی برای جامعه امروزی به دنبال دارد. اما همه نکات مذکور، واقعیتهایی است که در جامعه ما وجود دارد. مواردی از قبیل مشکلات اقتصادی، تغییرات فرهنگی و نگرشی افراد، عدم موازنه میان جمعیت دختران و پسران، ارتقای شغلی و تحصیلی و موجب شده تا سن ازدواج در بین جوانان افزایش یابد و یا منجر به ترک ازدواج به طور کلی شود.

آنچه مورد نظر این نوشتار است مربوط به مشکلات جوانانی است که ازدواجشان به هر دلیلی به تاخیر افتاده و با خانواده خویش زندگی می کنند. آنچه مسلم است اینکه راه حل کاهش تعارضات میان والدین و جوانان مجرد این است که سعی کنند برای خود مرزبندی هایی داشته باشند و به این حد و مرزها احترام گذارند تا بتوانند با کمترین مشکلات و تنش ها در کنار یکدیگر زندگی کنند بحث نیاز به استقلال و تعارض با والدین را می توان از مهمترین مشکلات این جوانان نامید.

آنچه مشخص است اینکه گذشت زمان منجر به بالا رفتن سن والدین می شود و از طرف دیگر وقتی فرزندان بزرگ می شوند، تمایلات و نیازهای تازه ای پیدا میکنند که ممکن است نیازهایشان با نیازها و خواسته های والدین شان، همخوانی نداشته باشد. همین مسئله موجب پدید آمدن فاصله میان والدین و فرزندان می شود و چالش هایی ایجاد می کند. یک جوان مجرد که در دهه سوم زندگی اش قرار دارد، دوست دارد استقلال داشته باشد. اما این استقلال قرار است در خانه پدری ایجاد شود و اصولا زندگی در کنار والدین به طور طبیعی، برخی از نظارتها را از جانب آنها به دنبال دارد. نظارتها و سوالهایی که بعضا از حوصله فرزندان خارج است و این مسئله ممکن است تا برخی از جوانان به سمت زندگی مجردی حرکت کنند.

هرچند این موضوع هم آسیب ها و آفتهای فراوانی به دنبال دارد اما گاهی از اوقات میزان تنش ها میان فرزندان مجرد و والدین به حدی بالا می گیرد که جدایی میان آنها ضروری به نظر می رسد. در این زمینه باید شرایط والدین را نیز درک کرد. والدینی که عمر خویش را صرف رشد و تربیت فرزندان کرده اند و با ورود به دوران میانسالی و کهنسالی، نیازمند آرامش و برخورداری از یک زندگی بدون تنش هستند که مطابق خواست و سلیقه شان باشد.

مطالب دیگر

اما به راستی در چنین شرایطی چه می توان کرد؟ شرایطی که کم نیستند دختران و پسرانی که از سن ازدواج تا حدی عبور کرده اند و در کنار والدین خویش زندگی می کنند و در عین حال ناچار به حل دائمی تعارضات خویش با والدین خود هستند. برای چنین جوانانی بهتر این است که شغلی در اجتماع برگزینند تا بتوانند بخشی از انرژی دوران جوانی خود را صرف فعالیت های اجتماعی کنند یا به تحصیل بپردازند. به این ترتیب وقتی پس از انجام امور روزمره خود به منزل  باز می گردند، فرصتی مغتنم دارند تا به تبادل نظر و تعاملی مثبت و سازنده با والدین خود بپردازن. این جوانان باید سعی کنند تا میان خواسته های خویش و والدین خود، نوعی توازن برقرار کنند تا به این ترتیب نه والدین ونه فرزندان، به مرزبندی یکدیگر قدم بگذارند و موجبات بروز مشکلات را رقم بزنند.

اتفاقا یکی از وجوه پررنگ روشنفکری، همین وجه مردمی بودن است. روشنفکر باید در خدمت مردم باشد، مسئولیت اجتماعی بپذیرد و متعهد باشد. طبیعی است که برای متعهد بودن باید با مردم باشید تا بدانید که درد و مشکل مردم چیست. بنابراین، فرق عمده جلال با اکثریت روشنفکرهای معاصر خودش در همین نکته بود. که روشنفکرهای خاکی و مردمی بودند و در موج سانتی مانتالیسم و مدرنیسم غربی گم نشدند. اما این تجربه خاص اروپا و کلیسا بود و لزوما ربطی به ما ندارد، چون در جامعه اسلامی چنین اتفاقی نیفتاده است. لذا به این فکر افتادند که با ارائه پیشنهادهایی جذاب او را بخرند. واکنش جلال چه بود و خانم دانشور چه نظری داشت؟.

یکی از آنها را به دامادمان که خیاط بود، داد تا برای خودش کت درست کند، دیگری را هم به من داد که برای خودم کت دوختم. چه چیزی باعث شد که سیمین شروع کند به نقد جلال؟. منظورتان چه افرادی و چه تفکراتی است؟. حالا متوجه منظورتان شدم!

ثبت نام وام های دانشجویی در نیم سال اول سال تحصیلی ۱۴۰۰ ـ ۱۳۹۹

بله، در شیراز با سیمین خانم همسایه بودند. آنها با خانواده دانشور در شیراز همسایه بودند. به علاوه، او تا آخر عمر یار وفادار جلال باقی ماند و انواع پیشنهادهای ازدواج را رد کرد. نوعی استعاره یا طعنه یا شوخی با روزگار است. نه زمینی مطلق، نه آسمانی مطلق. کد خبر فرهنگ و هنر.

نمایندگی های شهرستان

شما در آن موقع چند ساله بودید؟   15 ساله. منظورتان چه افرادی و چه تفکراتی است؟  حالا متوجه منظورتان شدم! همسایه بودند؟  بله، در شیراز با سیمین خانم همسایه بودند. چرا جلال اسم کوچه خودشان را «ارض» گذاشته بود؟ نوعی استعاره یا طعنه یا شوخی با روزگار است. جلال کجا با سیمین آشنا شد. روحانی وارد سوچی روسیه شد. جزئیات دیدار نمایندگان مجلس با وزیر دفاع. بررسی شکایت شورای امنیت ملی از علی مطهری در مجلس.

مشرق نیوز کتاب نویسنده جلال آل احمد روشنفکران.

HALLY HOTEL - Prices & Reviews (Tehran, Iran) - Tripadvisor

شما در حال پاسخ به نظر « » هستید. انتشار یافته: 1 در انتظار بررسی: 0 غیر قابل انتشار: 0. خسارت یک میلیارد ریالی برای افزایش فالوور. شرایط صدور مجوز تردد در شهرهای قرمز و نارنجی. عرضه روزانه مرغ در تهران چقدر است؟. کاربری به نام علی در موافقت با ازدواج خطاب به کوروش نوشته است: «آقا کوروش باید بگم که لکه دار کردی نام کوروش بزرگ رو با این پیام بی ارزشی که برای مجردها فرستادی واقعا متاسفم برات. چطور میتونی یه همچین نسخه ای برای جوونها بپیچی؟عزیزم تو خودت شکست خوردی و تو زندگیت درست انتخاب نکردی دلیل نمیشه که همه جوونها مثل تو اشتباه انتخاب کنن.

من هم این دوران مجردی و همه سوالهایی که جوونها تو سرشونه رو گذروندم و از مجردیم هم واقعا لذت بردم و بسیار تردید داشتم برای ازدواج ولی با کمک خدای بزرگ و پشتکار بسیار زیاد خودم همسر ایده آلم رو پیدا کردم و بعد از شیش سال هر روز که میگذره خدا رو برای این انتخاب شکر میکنم. این هم بهتون بگم که فرق خوشبختی مجردی در مقابل خوشبختی زندگی مشترک مثل فرق بازی فیفا و فوتبال واقعی میمونه درسته که زندگی مجردی راحتتره ولی زندگی واقعی یه چیزدیگس».

کاربری به اسم روین در واکنش به دفاع علی با بیانی طنز نوشته است: «داداشم یزار یکی دو سال از ازدواجت بگذره، اونوقت بهت میگم همراه یعنی چی؟ بهترین کار رو کردی همینجور پر قدرت به راهت ادامه بده.

Kitbull - Pixar SparkShorts

یکی دو سال دیگه بیا اینجا کامنت بزار بگو چقدر زندگی داره بهت حال میده …. توکل به خدا داشته باشیم که خودش گفته در ازدواج از فقر نترسید. من دوماهه عقد کردم خداروشکر داره خوب پیش میره البته همراهم خیلی مهمه خیلی یعنی ی دختری باشه که بفهمه و درکش بالا باشه اینم برمیگرده به سن و سال طرف اگر سن بین 26 تا 30 داشته باشه منطقی تره. ما مگه چندبار بدنیا میاییم.

Firefighters battle Afghan-Iran border blaze for a 2nd day

اونایی که میترسین از مشکلات مالی ازدواج ، یک یاعلی بگید و ازدواج کنید خدا هواتونو داره از اونایی که ازدواج کردن بپرسید. کاربر به نام محمد شایگان تمام قد از زندگی مجردی دفاع کرده و نوشته است: «آقا زن نگیرید. من گرفتم اینقدر زندگی فشار اورده اینقدر بی پولی فشار اورده هر نوع مریضی که بگی گرفتم، از زخم معده گرفته تا قلب و عروق، پولم ندارم برم دکتر، 27 سال بیشتر ندارم ولی آنچنان ضعف اعصاب دارم که حد ونصاب نداره. نگیر آقا نگیر، منم غلط کردم گرفتم.


  • اخبار دانشگاه.
  • بهترین سایت های دوست یابی آنلاین پاکدشتایران;
  • Afghanistan Iran Border Explosion;
  • قدمت جنوب در سمنانایران?

کاربری نوشته است: «من ده سال پیش ازدواج کردم و زود هم پشیمون شدم قبل از ازدواج درآمد خوب بنز صفر احترام داشتم چند نفری هم دورم نون می خوردند بعد از ازدواج زود پشیمون شدم به خاطر بچم تحمل کردم لطمه نخوره الان کار درستی ندارم ماشین و پولامو زنم گرفت چیزی تو دستم نمونده الان دیگه تحملشو ندارم خونمو میفروشم مهرشو بدم طلاقش بدم همشون مثل همند چیزایی که یه عمر و خونه باباش نمیدید یه شبه صاحب شد چه حرفهایی میزد الان همه زندگیم شده مالش و … نکنید جوونا زیر بار مهر سنگین نرین شرط کنید اموالتون مال مرده پشتوانه مرده اگه اومد قبول کرد میخواد زندگی کنه خودتو میخواد اگه نه که میخواد بکنه ازت و سواری بگیره و پشیمون میشی.