شوالیه قدمت در گومبد-کاووسایران

چنان که شوالیه گری وجه بارز تربیت بدنی و به نوعی «تربیت خاص جوانان برگزیده» شناخته می شود. با اینکه در فرهنگ قرون وسطی اختلافات محلی و ناحیه ای و بالمآل ملی فروان بود، طبقه بالای فئودالی در سراسر قرون وسطی در آن روش زندگی که ما قهرمانی [شوالیه گری] میخوانیم سهیم بودند. مجموعه آداب قهرمانی به صورت اعتقادات ساده مردان جنگی پدید آمد و مانند غالب چیزهای مربوط به قرون وسطی در حدود قرن سیزدهم به کمال رسید.

جوانی که خیال شهسوار شدن در سر می پخت، قاعدتاً می بایست دورانی دراز رنج انضباط شدیدی را برخویشتن هموار سازد. در هفت یا هشت سالگی به عنوان غلام بچه وارد خدمت می شد. در سن 10 سالگی تعلیمات نظامی فرا می گرفتند، چه تعلیمات و فنونی بود که در تمام دوران زندگی به درد آنها می خورد. یادگرفتن سواری، جنگ کردن سواره، پوشیدن لباسهای سنگین رزمی، با مجسمه و مانکن و سپس با یکدیگر جنگیدن را از همین سن فرا گرفتند. روح و جسم خویش را با مسابقات و ورزشهای خطرناک تقویت می کرد و از راه تقلید و آزمایش، طرز استعمال اسلحه جنگ فئودال را می آموخت.

دراین سن وظیفه او پیش خدمتی خانمهای خانواده بود. او می بایست سواری، پرش، پرتاب نیزه و تقلید از جنگ را بیاموزد و درکنار شوالیه ها وظیفه ی حمل سپر، زره، نیزه و این قبیل چیزها را عهده دار شود و شوالیه ها را در سوار شدن براسب یاری دهد، او ضمن آنکه با شمشیر سبک تمرین می نمود و شنا وکوه پیمایی را می آموخت وناگزیر سرما،  گرما،تشنگی و گرسنگی را تاب می آورد و خود را عادت می داد تا زره سنگین را تاب آورد. هنگامی که دوران نوآموزی وی به پایان می رسید، طی یک رشته آداب پرشکوه و با ابهت او را در سلک شهسواران می پذیرفتند. داوطلب در بدو ورود به جرگه شهسواران اول استحمام می کرد که خود نشانه پاکی روح و شاید هم تضمینی برای پاکی جسم بود.

از این رو به چنین آدمی «شهسوار گرمابه» لقب می دادند تا این عنوان وجه تمیزی باشد میان وی و آنهایی که «شهسواران شمشیر» نامیده می شدند.


  1. قدمت آمریکایی آفریقایی در اسلامشهرایران.
  2. منطقه دوستیابی گارچاکایران.
  3. کاغذ دیواری;
  4. آشنایی با سالمندان دردایران!

دسته ی اخیر افرادی بودند که به پاداش جانفشانی در یکی از میدانهای جنگ بی درنگ به دریافت عنوان شهسواری مفتخر شده بودند. در آغاز شهسوار جدید نیم تنه ای سفید، جبه ای سرخ و قبایی سیاه برتن می کرد که سفید علامت نیل به پاکی اخلاق بود، سرخ برای ریختن خون در راه شرافت یا خدا و سیاه نشانه ی آمادگی برای مقابله با مرگ در عین متانت. وی مدت یک روز روزه می گرفت و یک شب را در کلیسا به دعا می گذرانید.

نزد کشیشی به گناهان خود اقرار می کرد، در مراسم قداس شرکت می جست و در اجرای شعایر مربوط بدان سهیم بود، به موعظه ای درباره ی وظایف اخلاقی و دینی و اجتماعی و نظامی یک شهسوار گوش می داد، و از صمیم قلب متعهد می شد که به انجام آنها اقدام کند. آنگاه در حالی که شمشیری از گردنش آویخته بود تا محراب کلیسا پیش می رفت، کشیش شمشیر را از گردن وی برمی داشت و تقدیس می کرد و آن را دوباره سرجایش قرار می داد. سپس داوطلب روبه سوی خاوندی که در آن نزدیکی جلوس کرده بود می کرد. می بایست از او عنوان شهسواری بگیرد. از زبان وی این سوال سخت را می شنید که: برای چه می خواهی به سلک شهسواران درآیی؟ اگربر سر آنی که تمکن اندوزی و راحت طلبی و تو را محترم شمارند بی آنکه احترام شهسواران را داشته باشی، بدان که لیاقت چنین عنوانی را نداری و مقام تو در میان شهسواران را به مردی می ماند در ردیف اسقفان که منصب خویش را به زر خریده باشد.

داوطلب پاسخ قانع کننده ای در آستین داشت. آنگاه شهسواران یا زنان یک رشته جامه های رزم از قبیل زره، نیم تنه و بازوبندهای فولادین براندام وی می آراستند و دستکشهای فولادین، شمشیر و مهیزهای شهسواری را به او تسلیم می کردند.


  1. دختران دوستانه در بروجردایران.
  2. دوست یابی ماجراجویی در نسیم شهرایران.
  3. کتاب «شوالیه هفت پادشاهی» منتشر شد - وستروس.
  4. دوست یابی با سرعت خانه شاهین شهرایران!

آنگاه خاوند که از جای خویش برخاسته بود با پهنای شمشیر سه بار برگردن یا شانه داوطلب می زد و گاهی یک سیلی برصورت او می نواخت و این هر دو علامت آخرین توهینهایی بود که او می بایست بدون تلافی قبول کند. هنگام اجرای این مراسم معمولًا خاوند این عبارت را برزبان می راند: به نام خداوند، میکائیل قدیس و قدیس جورج من تو را شهسوار می کنم. در بعضی موارد یک جارچی از جانت خداوند بزرگ یا پادشاهی به اطراف و اکناف فرستاده می شد تا مژده ی شهسوار شدن شخص به خصوص را به اطلاع  همگان برساند» 10 اوج شکل گیری و رسوم شوالیه گری از قرن یازدهم تا قرن چهاردهم میلادی بود.

مرد جوانی که به مقام «شوالیه» نایل می آمد، سوگند نامه ی مخصوص شوالیه ها را به صدای بلند همراه با آنکه سوگند نامه را می خواند قرائت می کرد. مضمون سوگند نامه ها به قرار زیر بوده است: 1. تو به کلیه ی تعلیمات کلیسا مؤمن خواهی بود و از احکام و شرایع آن حراست خواهی کرد.

کاغذ دیواری آرتار دکور

تو کلیسا را حمایت خواهی کرد. تو از همه ضعفا دفاع خواهی کرد.


  • خدمات دوست یابی نخبگان در شکر-کردایران.
  • شرایط فروش در آرتار دکور.
  • فروش انواع کاغذ دیواری با مناسب ترین قیمت.
  • دودمان گوجوسان - ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد.
  • تو کشوری را که در آن متولد شده ای دوست خواهی داشت. تو هیچ گاه از برابر دشمن نخواهی گریخت. تو در کمال عناد با کفار خواهی جنگید.

    دودمان گوجوسان

    تو وظایف خود را در مقابل فئودالها تمام خواهی کرد، در صورتی که آن وظایف با قوانین آسمانی مغایرت نداشته باشد. تو هیچ گاه دروغ نخواهی گفت و همواره به قول خویش وفادار خواهی ماند.

    Iran 1450 گنبد کاووس سال

    تو آزادی خواه و جوانمرد خواهی بود. توهمواره قهرمان حق و نیکی در برابر بی عدالتی و بدی خواهی ماند. این شوالیه ها در طی جنگهای دویست ساله ی صلیبی خدمات شایانی به عالم مسیحیت کردند. چنان که ملاحظه می شود، سنت شوالیه گری به دلیل ارتباط آن با فرهنگ مذهبی مسیحیت، با سنت گلادیاتور های رومی و ورزشکاران یونان باستان متفاوت بود وبه نوعی صبغه ای از سنت پهلوانان ایران زمین را داشت.

    نکته ی قابل ذکر آنست که، سنت پهلوانی ایرانیان مسلمان، انعکاس همه ی فرهنگ و همه ی تمنیات دینی ایرانیان بود و میان آنها، فرهنگ عمومی مردم مسلمان و پیشینه ی تاریخی شان تعارض چشمگیری وجود نداشت. سیر نزولی اقتدار کلیسا و بروز سستی و تزلزل در ساختمان فرهنگی و مناسبات مادی آن همه ی امور جاری قرون میانه را تحت تأثیر قرارداد و از جمله، سنت شوالیه گری و پهلوانی را.

    این دگرگونی شوالیه گری را از درون تهی ساخت و روح دینی و مذهبی آن را تحت الشعاع دنیامداری قرار داد. حقیقت آن است که تعادل کلی پهلوانی زودگذر و مختصر بود. پهلوانی راهی از زندگی بود که به آسانی دست خوش مبالغه می گردید و روی هم رفته از عمر زیاد برخوردار نشد، علاقه به مظاهر صوری و تصلب شرایین متداول و مرسوم که ظاهراً برتمامی فرهنگهای مغرب زمین مستولی شده است براین فرهنگ پهلوانی یعنی رعایت زیردستان و ضغیفان و تیره بختان، اندک اندک به ادای مردم نیم مست تبدیل گردید. پهلوانی به صورت نوعی حفظ خودخواهی نجبا در مقابل قدرت رو به ترقی بازرگانان و صرافان  در آمد.

    منوی ناوبری

    از همه جالب تر آن بود که جنگیدن ، که شاید روزگاری وجود طبقه ی ممتاز فئودال را موجد می ساخت به تدریج به نحوی آشکار بدل به ورزش و بازی شد. با رشد لشکریان حرف های اخیر در قرن چهاردهم، جنگ فئودالی به ورزشی در هم پیچیده و به روح میدان داری تبدیل گردید و روز به روز به انحطاط آن افزود. قواعد این ورزش خیلی مشکل شد. زره جنگندگان کلفت وقوی شد ـ پهلوانان حتی در مواردی که تعادل کامل داشت، کمتر نظر آمیخته به شعوری درمورد عشق و زن داشت. هم آنان که در اثر غوطه ور شدن در تباهی از جنگ صلیبی با مسلمین وسیله ای برای رهایی خودمی جستند از همین جا، شوالیه های سرگردان را بنام خدا راهی شرق ساختند و شوالیه ها نیز، دراین گذار بزرگ، چشم به دارایی و ثروت شرق دوختند و در جمع بزرگان گرسنگان و پابرهنگان همه پهنه های شرق اسلامی را در نوردیدند.

    پی نوشت ها : 1. منبع : شفیعی سروستانی، اسماعیل، ، داستان ورزش غرب ، تهران: نشر هلال، چاپ چهارم. با تشکر، نظر شما پس از بررسی و تایید در سایت قرار خواهد گرفت. متاسفانه در برقراری ارتباط خطایی رخ داده. صلیبی ها گروه های نظامی بودند که به همراه شوالیه های مسیحی هم قسم شده بودند تا کنترل ارض مقدس فلسطین را از دست مسلمانان خارج کنند. اگرچه بسیاری از شوالیه ها به دنبال منافع مادی، افتخار نظامی یا ماجراجویی بودند اما بسیاری از آنها به دلیل احساسات مذهبی خود به صلیبیون پیوستند.

    شور و شوق مذهبی صلیبیون را می توان در صنف های نظامی-مذهبی مانند شوالیه های معبد، شوالیه های توتونی و شوالیه های پرستار مشاهده کرد. اعضای این صنفها با هم پیمان مذهبی می بستند و در بازپسگیری سرزمین مقدس هم عقیده بودند. آنها باور داشتند که شوالیه گری وقتی که در خدمت مسیحیت درآید می تواند یک روش زندگی مقدس باشد.

    این صنفها کمک کردند که ایده آلیسم مذهبی به شوالیه گری تزریق شود. عشق درباری از دیگر مسائلی که تأثیر زیادی بر روی شوالیه گری داشت می توان به عشق درباری اشاره کرد. عشق درباری آیین نامه ای بود که رابطه بین شوالیه ها و بانوان عالی جاه را در فئودالیسم قرون وسطی تعیین می کرد. عشق درباری بر این نکته پافشاری می کرد که یک شوالیه باید خود را کاملا وقف ازدواج یا نامزدی یک زن در دربار یا بارگاه ارباب فئودال کند. یک شوالیه باید تنها با نام بانوی خویش وارد معرکه می شد یا در مسابقات به نیزه بازی می پرداخت و تمام همّ خود را بر رضایت خاطر بانویش قرارمی داد.

    پس از یک دوره اظهار عشق، دو دلداده ممکن بود که به صورت پنهانی به وصال هم برسند. تأثیر عشق درباری بر شوالیه ها غیرقابل انکار است اگرچه این موارد با اخلاقیات آیین مسیحیت در تضاد بود. عشق درباری به مردها و زنهای درباری کمک می کرد تا رابطه خود را پاک نگاه دارند. شوالیه ها کوشش می کردند تا برای رضایت بانوی خود در فنون رزمی سرآمد دیگران شوند. علاوه بر اینها، سرودن اشعار، خواندن آوازهای عاشقانه و نواختن سازهای موسیقی برای یک شوالیه واجب بود چرا که آنها امید داشتند تا با تکیه بر این گونه مهارتها بتوانند بانوی خود را سرگرم کرده و در قلب وی نفوذ کنند.

    زندگی یک شوالیه تمرینات آموزش یک شوالیه مانند بسیاری از مشاغل قرون وسطی صورت می گرفت. در سالهای اولیه، شوالیه آینده باید مانند یک خانه شاگرد یا ملازم در خانه ارباب کارآموزی می کرد. زمانی که به نوجوانی می رسید شاگرد یه مقام یک همراه می رسید و مسئولیتهای بیشتری بر دوشش می گذاشتند. به عنوان یک همراه، شوالیه جوان باید از اسبها و زره اربابش نگه داری می کرد و در عین حال می توانست به اولین تجربه های رزمی خود دست پیدا کند. به صورت معمول در میدان نبرد هر شوالیه چند همراه داشت و ممکن بود که آنها به عنوان یک دسته پیاده نظام در اطراف اربابشان بجنگند.

    در آنجا بود که آنها به بسیاری از مهارتهای رزمی ،که در حرفه شوالیه گری نیازمند آنها بودند، دست می یافتند.