قلاب شهر در مارودشتایران


  1. منطقه دوستیابی در کرمانشاهایران.
  2. اتصال مجردها در یاسوجایران;
  3. گنجور » حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۴.
  4. .
  5. ?
  6. انتظارات بزرگ قدمت در سمنانایران!

چه وقتِ نشستن درکلاس درس وپرداختن به مباحثه های بیهوده است؟ تونیزدفتر ودیوان شعری برداروبه باغ وصحرا برو وازاین فرصتِ ارزشمندی که دست داده بهترین استفاده راببر. به صحرا رو که ازدامن غبارغم بیفشانی به گلزارآی کزبلبل غزل گفتن بیاموزی فقیه ِ مدرسه دی مست بود و فتوی داد که می حرام ولی بِه ز مالِ اوقاف است فقیه: عالِم دینی وفتوادهنده درموردِ مسایل ازمنظرشریعت فتوا: دستورشرعی مال اوقاف: پول، زمین یاهرچیزی که برای امورخیریه اختصاص داده می شود وکسی حق ندارد آن را درامورشخصی یاغیرازآن چیزی که تعیین شده بکارگیرد.

متاسّفانه درهمه ی دوره ها، همه ی کسانی که دست اندرکار اموروقف وخیریه بوده اند آنقدرصداقت و بی آلایش نبوده اند که توانسته باشند برنفس خودفائق آمده وبه امانتِ خیّرین خیانت نکنند. همواره سودجویان وحُقّه بازانی بوده اند که با ریا وتزویرکاری دراین حوزه نفوذکرده وازاین اموال به نفع شخصی استفاده کنند. معنی بیت: عالِم ِ متشرّع شهرکه دیشب باده خواری کرده ومست شده بود فتوایی غریب صادرکرد! وگقت: آری مِی حرامست ولی نه به اندازه ی خوردن ِ مال وقفی!

حقیقتی که دراین مضمون ِ تامّل برانگیز جاخوش کرده این است که فقیهِ شهرتازمانی که مست نبوده هرگزجرات بیان چنین مطلبی وصادرکردن چنین فتوایی نداشته است! لیکن زمانی که مستی بروی غلبه کرده،به مصداق مثل معروفِ مستی وراستی، زبان به گفتن این حقیقتِ تلخ گشوده است. ازآن جهت حقیقت است که درنظرگاه حافظِ نکته پرداز،خوردن باده چنانچه ضرری هم داشته باشد تنهامتوجّه کسیست که آن رامی خورد. لیکن تبعاتِ منفی ِ مالِ وقف خواری، متوجّه ِ یک جامعه است وبراعتماد واطمینان مردم یک اجتماع خدشه وارد می سازدونیکی واحسان وهمدردی رادرمیان مردم ازبین می برد.

روشن است که جامعه ای که ازجوانمردی واحسان ونوعدوستی محروم گردد چگونه جامعه ای خواهدبود؟ حافظ ازاین منظراست که می خواری راازمال ِ وقف خواری بهتر می داند. بیا که خرقه ی من گرچه رهن میکده هاست زمال وقف نبینی بنام من دِرمی به دُرد و صاف تو را حکم نیست خوش درکش که هر چه ساقی ما کرد عین الطاف است این بیت عارفانه ترین وشایدپُرمایه ترین بیت دیوان خواجه هست. دامنه ی معنا آنقدرژرفا دارد که تمام اشعارخواجه را می توان درتشریح این بیتِ نغز وزیبا به عنوان گواه آورد. تنهاازاین بیت می توان به روحیّات ،معرفت واخلاص خواجه پی برد وفهمید که خواجه چگونه بنده ای برای ساقیِ کائنات بوده است.!

توبایدکه از خودِ ساقی سرمست شوی که برای توشراب می ریزد نه ازشرابی که می نوشی!

Iran Discovers Persepolis palace South gate, Marvdasht county پيداشدن دروازه جنوبي تخت جمشيد ايران

اگربه آن مرتبه ازعشق رسیدی وتوانستی ازشرابِ حضورساقی مستی کنی دیگرخُماری نخواهی داشت سردردِ پس ازمستی نخواهی داشت زیراتاقیامت سرمست خواهی بود چنانکه حافظ مست آمد ومست رفت وبه هیچ دوره کسی هوشیاریش ندید. زَهرهم که باشد وقتی ازدستِ بلورین ساقی ریخته می شود باید مثل شربتِ گوارا بنوشی که ازدوست هرچه رسد نیکوست. آنچه اوریخت به پیمانه ی مانوشیدیم اگرازخَمربهشت است وگرباده ی مست بِبُر ز خَلق و چو عنقا قیاس کار بگیر که صیتِ گوشه نشینان زقاف تاقاف است بِبُرزخَلق: خلوت گزینی کن، خلوت کردن وبُریدن ازتعلّقاتِ دنیوی وچشم پوشیدن ازجاه ومقام ومال ومنال، یک اصل ضروری درپالایش روح وتزکیه ی نفس است.

البته خلوت گزینی درنظرگاهِ حافظ، این نیست که کسی برای فرارازمسئولیتِ انسان بودن ، به گوشه ی دنجی پناه ببرد وخودراازمسایل اجتماعی ومشکلات مربوطه راحت سازد! اتّفاقاً برعکس، خلوت گزینی درنظراو برای پالایش درون وزدودنِ کینه وریا ودروغ وحسد ازروح وروان است تابدینوسیله توانسته باشد به رسالتِ عظیم انسان بودن عمل کند. حافظ خودنمونه ی بارزاین ادّعاست. اوهرگزنسبت به مسایل پیرامونی بی تفاوت نبود ودرراستای افشاگری، آگاهسازی ومبارزه با ریاکاران همیشه پیشتازبود. چوعنقاقیاس کاربگیر: همانندِعنقاعمل کن، اوراالگوقراربده.

صیت: شهرت، آوازه. قاف تا قاف: از قلّه ی کوهی دراینسوی سردنیا تاقلّه ی کوهی درآنسوی دنیا. مبالغه است وبرای بیان نهایت فاصله بکارمی رود. ضمن آنکه محل آشیانه ی عنقاست که هیچکس را بدان دسترسی نیست. معنی بیت: آنگاه که دیدی وسوسه ی جاه ومقام وطمع ِشهرت پیداکردن درمیان خَلق تورارهانمی سازد کُنج خلوتی بگزین،ازبندتعلّقات خودرا خلاص کن،مرغ افسانه ای عنقا را الگوی خویش قراربده وهمانندِ اوهمّت کن وآشیانه رابربلندترین قلّه بساز.

آنگاه به مقامی می رسی که شهرت تو زبانزد خَلق جهانی می شود.

ببینید | رودخانه خروشان مانع رفتن اهالی شهر قصرقند به چابهار - خبرآنلاین

دراین دنیا رمز ورازی غریب وشگفت آور وجود دارد. کسانی که مثل حافظ همّتی چون عنقا دارند،هرچه ازشهرت وجاه ومقام دنیوی،باسرعت بیشتری فرارمی کنند شهرت ومقام نیزباهمان سرعت به دنبال آنها روان می گردد! گویی که شهرت وجاه ومقام نیزحسرت ماندگاری بردل دارند ومی خواهند با رسیدن به چنین باهمّتان ِ عنقا صفت، به ماندگاری جاوید نایل شوند وهرگزبه فراموشی سپرده نشوند. بعضی ازانسانها که قدرومنزلت خودرانمی دانند، بانشستن درپشتِ میزی مهّم، زیبابه نظرمی آیند و موقّتاً به بزرگی ومقام می رسند وبه محض برکناری، زیبایی وبزرگی خودرانیزاز دست می دهند.

امّا بعضی ازآدمها وقتی پشت میز مهمّی قرارمی گیرند چون خودشان ذاتاً بزرگ وزیبا هستند، به میز زینت وزیبایی می بخشند ومیزرا بزرگترازقبل نشان می دهند! حافظ دراین بیتِ زیبابه ما پیشنهادداده که سعی کنیم خودرا درمیان گروه دوّم جای دهیم. حرص وآز را رهاکرده ،ازشهرت ومقام دنیایی عنقاصفت فرارکنیم وآشیانه بربالاترین قلّه بزنیم تا شهرت ومقام درحسرتِ رسیدن به ما به دنبال ما دوان باشد حیف است که ما درحسرت رسیدن به آنهاهمه چیزرازیرپابگذاریم!

اخبار مرتبط

هُمایی چون توعالیقدر حرص استخوان تاکی؟ دریغ آن سایه ی همّت که برنااهل افکندی! حدیثِ مدعیّان و خیال همکاران همان حکایتِ زردوزوبوریاباف است حدیث: نو، جدید، تازه، سخن، کلام ، داستان ،حکایت ،مطلب، قضیه. مدعیّان: کسانی که ادّعاهای بی مایه دارند ومزیّتی نیزبرخودقائلند. بوریاباف: کسی که باالیافِ درختان حصیر می بافد. معنی بیت: حکایت وقضیّه ی کسانی که شعرهای بی مایه می سرایند وبرشعرهای ناب ونغزدیگران خُرده می گیرند،همان حکایت کسیست که کارش حصیربافیست لیکن به کار ِ زردوز که ازتخصّص ومهارت بالاتری برخورداراست ایرادمی گیرد!

شرح و تفسیر غزل شماره 44 دیوان حافظ شیرازی

روی سخن باکسانیست که دانسته یا ندانسته نمی توانند شعرهای پُرمایه ی حافظ را برتابند. آنها سالهاست که شعرمی سرایند ودرمحافل ادبی برای خودجایگاهی کسب کرده وبرای خودمزیّتی قائلند. آنهاازتنگ نظری وحسادت نمی توانند ببینند که یکی درعرصه ای که به خیال باطل متعلّق به آنهاست ظهورکرده واشعارش به سرعتِ برق وباد دست به دست می شود ومرزها را درمی نوردد وهمه ی قلبها رافارغ ازنژادها وزبانها وباورهای دینی تسخیرمی کند!

طیّ ِ زمان ببین ومکان درسلوکِ شعر کاین طفل یک شبه ره یکساله می رود! متقلّب صرّاف: کسی که کارش تبدیل پولها و معاوضه ی آنهاست. ای حافظ!

خاموش باش واشعارنغز وهمچون طلای نابِ خودرا دردسترس این متقلّبان وحقّه بازان قرارمده، چرا که کسی که بر جایگاهِ صرّافی تکیه زده، درجعل وتقلّب مهارت دارد ودرچنین شرایطی بهترآن است که ازطلاهای ناب وخالص خود محافظت کنی. کشف کشاف کتاب عمر بن حفص ارجانی قزوینی است که با حافظ هر دو به درس قوام الدین کربالی می رفته اند و کشاف زمخشری را از کربالی درس می گرفته اند این کتاب اکنون به صورت خطی موجود است. نسخه ای از آن در کتابخانه مجلس موجود است. اکنون که گل، باده زلال آماده کرده بلبل با گونه های فراوان شوق تحسین می کند اگر باده صاف را تجلیات خداوند بدانیم، صد هزار زبان نیز تمام شوق آدمیان است که همه ناخواسته وصف او را می گویند ۲-دفتر اشعار را بردار و به صحرا برو، پس ازین حال خوش آگاهی از تجلیات حق مدرسه و کتاب حتی کشاف زمخشری کاملترین تفسیر قرآن جایی ندارد آگاهی ات فراتر از الفاظ است و کاملترین دانشها الفاظ هستند ۳-فقیه مدرسه در حال مستی و بیخودی فتوای درستی داد که شراب از خوردن نابجای مال وقف بهتر است.

دوستان اشاره ای به ایهام بیت آخر نکردند: صراف در مقطع شعر به معنی گوهرشناس نیز هست و قلاب : به معنی ابزار یا شئ یست که سره را از ناسره جدا می کند.

و شاید زر سرخ همان زبان نکته گوی حافظ است که در زمانه تزویر مورد تهدید قلاب مدعیانست. منظور از قاف تا قافست: قاف اول منظور همان هندس حرف ق است که هندسه کوتاه دار وبمعنای پستی یا گودی است قاف دوم کوه قاف مد نظر است یعنی بلندی و در غزل منظور کلی از خردان تا بزرگان است. شهرت گوشه نشینان نزد خردان تا بزرگان است. باسلام این غزل دقیقاً پاسخ عزل عرفی شیرازی هست، ونوعی مجادله به حق یا ناحق هست، اعتقاد دارم ما در این مجادلات قومی دور باشیم. نمبتوانم تشکر و سپاسگزاری خود را با واژگان از آقای رضا بیان کنم که در اکثر شعر های حافط بزرگوار معانی و تفاسیر ارزنده ی خود را قرار داده اند و درک اشعار را برای بنده و دیگر عزیزان مبتدی آسان تر کرده اند.

واقعا ایشان از علم و معرفتی عمیق برخودارند و برخلاف بعضی به اصطلاح علما در پی ادعا های پوچ و ادعا های ادبی نیستند و در کمال زیبایی و صراحت مطلب را توضیح میدهند. سپاس بی کران!


  • !
  • دوست یابی دانشجو در ایران;
  • معرفی قنات ها و چشمه های پاکدشت | پایگاه جامع پاکدشت نیوز.
  • اتصال به افراد در کرمانشاهایران!
  • سایت دوست یابی من در اردبیلایران.
  • .
  • در علم تنها از چند و چون احوالات کاشف علم باخبر می شویم. کاشف را کشف می کنیم. اگر تبانی بوده حق ابطال هست.


    • !
    • ?
    • اتصال در حال حاضر در کاشانایران.
    • 8 دقیقه ای دوستانه سرعت کائمشهرایران!
    • ?
    • سرعت دوستیابی جدید در اراکایران!
    • اما اگر مناقصه بوده. شاید شاید حساب ها فرق کنه. با توجه به تجربه های دیگر با تاسف بسیار هیئت واگذاری بثمن بخس اقدام به واگذاری ها نموده که حتما فساد در آن دخیل بوده والا کدام عقل معقول میتواند چنین کند. اصلا طوری بوده که این محدوده فضائی داشته که حق ورود ظاهرا ممنوع بوده و طوری بوده که فراغ بال هر آنچه توانستند کرده اند. و مشکلات بسیار سبب شدند.

      شما حساب بکن طی چند هفته گذشته اعضا شورا و شهردار را بازداشت کردند. آدم میمونه این ها چگونه به اینجا رسیده اند. یکمرتبه از این رو به آنرو شده اند و هیچ به اندازه انگشت مشکلی اخلاقی اقتصادی نداشتند که براحتی صاحب مناصب شده اند و اینگونه مفاسد از آنها سر زده.